Ghazal

Ghazal

انگار با من، از همه کس آشناتری
از هر صدایِ خوب، برایم صداتری
آیینه‌ای به پاکی سرچشمه یقین
با اینکه روبروی منی و مُکدری
تو عطر هر سپیده و نجوای هر نسیم
تو انتهای هر ره و آنسوی هر دری
لالایی پر نوازش باران نَم نَمی
خاک مرا به خوابِ گُل یاس میبری
انگار با من، از همه کس آشناتری
از هر صدایِ خوب، برایم صداتری
درهای ناگشوده معنای هر غروب
مفهوم سر به مُهر طلوعِ مُکرری
هم روح لحظه های شکوفایی و طلوع
هم روح لحظه های گل یاس پَرپَری
از تو اگر که بُگذرم، از خود گذشته‌ام
هرگز گمان نمیبرم، از من تو بگذری
انگار با من، از همه کس آشناتری
انگار با من، از همه کس آشناتری
من غرقه تمامی غرقاب های مرگ
تو لحظه عزیز رسیدن به بندری
من چیره میشوم به هراس قریب مرگ
از تو مرا است وعده میلاد دیگری
از تو اگر که بُگذرم، از خود گذشته‌ام
هرگز گمان نمیبرم، از من تو بگذری
انگار با من، از همه کس آشناتری
انگار با من، از همه کس آشناتری
انگار با من، از همه کس آشناتری
از هر صدایِ خوب، برایم صداتری
انگار با من، از همه کس آشناتری
از هر صدایِ خوب، برایم صداتری

Песен-НИКИ

Загрузка...

Другие песни Sattar

Все песни →

Похожие песни