Shaban Aheste Migeryam

Shaban Aheste Migeryam

تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید نمی آید
شبان آهسته می گریم که شاید کم شود دردم
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید نمی آید نمی آید
چه سود از شرح این دیوانگی ها بی قراری ها
تو مه بی مهری و حرف مَنَت باور نمی آید
ز دست و پای دل بر گیر این زنجیر جور ای یار
که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمی آید نمی آید نمی آید نمی آید
فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمی
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید

Песен-НИКИ

Загрузка...

Другие песни Arash Adelpoor

Все песни →

Похожие песни